تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ۱۳٩٠/٩/۳

زمانی که برای بنده مشخص گردید پشت صحنه این سرمقاله، افرادی از جریان انحرافی و باند مفاسد اقتصادی قرار دارند تا بلکه بتوانند در عزم بنده برای مقابله با انحرافات اعتقادی و اقتصادی آنها خلل ایجاد کنند، از مسوولان این روزنامه و سایت خبری مرتبط با آنها شکایت نمودم تا در دادگاه، پاسخگوی توهین ها و ادعاهای دروغ، خلاف واقع و بی اساس خود باشند.


به گزارش جهان علی رضا زاکانی در جوابیه ای به ادعاهای واهی رسانه جریان انحرافی پاسخ داد و متن کامل آنرا در سایت خود منتشر کرد.آنچه در ادامه می آید پاسخ کامل نماینده مردم تهران است که در ادامه امده است:

روزنامه بامداد چند ماه قبل طی سرمقاله ای به قلم آقای محمدرضاتقوی فرد با عنوان «هر گردی گردو و این زاکانی عبید نیست» در اواسط خرداد ۱۳۹۰ ، ۱۱ ادعا علیه اینجانب مطرح نمود و سپس این مطلب در سایت دولت ما (حامیان دولت اسلامی!) بازنشر داده شد که به جز معدل دیپلم، بقیه ادعاها اساساً واقعیت نداشت، اهم مطالب سرمقاله منتشر شده عبارت است از:

"علیرضا زاکانی نماینده مردم تهران در مجلس هشتم، هنگام تحصیل در دانشگاه بادورزدن های فراوان قانون ازنمرات صفر ناشی ازغیبت ومشروطی های پی درپی می گریزد و علیرغم مخالفت های قانونی از دستیاری کودکان به پزشکی هسته ای تغییر رشته پر ابهامی دارد ... جالب اینکه همین آقای دکتر زاکانی که عرض کردم عبید نیست، در زمان تحصیلش در دانشگاه علوم پزشکی تهران با سه ترم مشروطی مجبور به تعهد کتبی برای مشروط نشدن تا پایان تحصیلات می‌شود تا اجازه ادامه تحصیل بگیرد و نمرات ناپلئونی در کارنامه تحصیلی او نه تنها در دانشگاه، بلکه در دوره آموزش متوسطه نیز چشم هر بیننده‌ای را خیره می‌کند. نمراتی مثل 2.25 برای درس ریاضی و 3.5 برای درس شیمی در شهریور سال تحصیلی ۶۳-۱۳۶۲ و اخذ مدرک دیپلم در اسفند ماه ۱۳۶۳ با معدل کتبی 11.05 و معدل کل 13.10 را شاید فقط بتوان در کارنامه ناپلئون جستجو کرد.

اما ظاهرا این دوست زاکانی ما که عرض کردم عبید نیست، در زمان تحصیل نیز مثل دوران نمایندگی‌اش از حافظه خود به خوبی استفاده نکرده و در کلاس درس هم ادراک خوبی از مسائل مطرح شده در کلاس نداشته است و همین فراموشی‌ها در جلسه امتحان کار دست او داده و او را به مرزهای جلوگیری ازادامه تحصیل به دلیل افتادن‌های درسی کشانده است، اما بارها لطف و عنایت رئیس دانشگاه به واسطه مکاتبات و ملاحظات شامل حال وی گردیده و بالاخره او را از مرز فارغ‌التحصیلی گذرانده است. مکاتبات و ملاحظاتی که انصافاً راه گشا بوده و از هر لودری قوی‌تر عمل کرده‌اند و تغییر رشته دستیاری کودکان به پزشکی هسته‌ای را بلامانع! وقفه تحصیلی از سال ۷۷ تا ۸۰ را توجیه! و اعمال نمرات تغییر یافته صفر ناشی از غیبت به ۱۲ را چهار ترم بعد امکان‌پذیر نموده است! به خاطر همین گفتم که بیایید و قصیده بلند «موش و گربه» را به همین علیرضا زاکانی نسبت بدهید."

از آنجا که چندی قبل در اجلاس روسای دانشگاه های علوم پزشکی سراسر کشور معاون اول رئیس جمهور آقای رحیمی بدون ذکر نام بنده، بخش زیادی از همین موارد را تحت عنوانی اعتراضی به سوءاستفاده یک نماینده بیان نمود که البته بواسطه نادرستی و عدم اهمیت آن، پاسخی از سوی اینجانب داده نشد اما زمانی که برای بنده مشخص گردید پشت صحنه این سرمقاله، افرادی از جریان انحرافی و باند مفاسد اقتصادی قرار دارند تا بلکه بتوانند در عزم بنده برای مقابله با انحرافات اعتقادی و اقتصادی آنها خلل ایجاد کنند، از مسوولان این روزنامه و سایت خبری مرتبط با آنها شکایت نمودم تا در دادگاه، پاسخگوی توهین ها و ادعاهای دروغ، خلاف واقع و بی اساس خود باشند.

پس از احضار سردبیر روزنامه، وی به جای اظهار ندامت و احتمالا با پشت گرمی همان جریان فاسد، به اصطلاح افشاگری کرد و تمام صفحه نخست یکی دیگر از شماره های روزنامه بامداد را به ویژه نامه ای برای انتشار اسناد تحصیلی بنده اختصاص داد و در زمان برگزاری نمایشگاه مطبوعات ضمن توزیع گسترده و رایگان! آن، به برخی از غرفه ها رفته و علیه اینجانب اظهارات و اتهامات نادرست خویش را تکرار کرد.

در به اصطلاح افشاگری انجام پذیرفته ۱۱ سند در روزنامه بامداد چاپ شده که با تغییری در یک سند عیناً در سایت دولت ما این اسناد آورده شده است، جالب این که اطلاعات پرونده تحصیلی ام به دست کسانی افتاده است که از این اسناد اداری کمترین دریافت درستی را نداشته اند و یا با غرض ورزی خواسته اند واقعیات را وارونه جلوه دهند، بطوریکه پاسخ اکثر ادعاها در خود اسناد موجود است.

از آنجا که ممکن است در ذهن برخی افراد ابهاماتی شکل گرفته باشد، از باب وظیفه با استناد به همان اسناد افشا شده!، توضیحاتی مختصر ارائه می گردد تا علاوه براینکه سنت پاسخگویی در برابر ابهامات بعنوان امری مبارک مورد توجه مسئولان کشور قرار گیرد، با آشکارشدن حقیقت ماجرا، نادرستی و خلاف اخلاق صورت گرفته توسط عوامل پیدا و پنهان این عمل نیز معلوم شود.

۱. سند شماره ۱ چاپ شده در روزنامه بامداد کارنامه سال آخر دبیرستان در سال تحصیلی ۶۱-۶۲ و سند شماره ۲ مدرک دیپلم بنده را نشان می دهد که در سایت دولت ما قرار داده نشده اما در روزنامه آورده شده است.

همین کارنامه نشان می دهد که ادعای نمرات ریاضی 2.25 و شیمی 3.5 که در سرمقاله اول ذکر شده بود دروغ بوده است.

علاوه براینکه سال تحصیلی در مدارس کشور از مهر ۶۱ تا خرداد ۶۲ بوده و بنده ۱۷ مرداد سال ۶۱ همزمان با مراحل آخر عملیات رمضان به منطقه جنوب اعزام شدم و سپس بعد از شرکت در عملیات مسلم بن عقیل با گردان مقداد تیپ حضرت رسول(ص) و پدافند ۱۷ روزه در منطقه مشرف به مندلی عراق در تاریخ ۲ آبان همان سال از منطقه بازگشتم و بعد از چند روز و مراجعه به مدرسه و تاخیر بیش از یک ماه و اندی از شروع سال تحصیلی با حضور در کلاس درس، بالاجبار همراه دانش آموزان امتحان نوبت اول را دادم که نتیجه آن در ستون اول کارنامه درج گردیده است.

مجدداً در ۱۴ بهمن سال ۶۱ به منطقه اعزام شدم و توفیق حضور در جبهه تا تاریخ ۲۱ اردیبهشت سال ۶۲ را یافتم، لذا بیشتر این سال تحصیلی را به لطف الهی در جبهه بودم که غیبت های مندرج در کارنامه و جمله عمودی و کم رمق "ترک تحصیل کرده است" در کارنامه موید آن است.

اینجانب در سال ۶۲ چند روز قبل از امتحانات آخر سال درانتهای اردیبهشت به تهران بازگشتم و برابر نکات پیش گفته نه در ابتدای سال تحصیلی و نه در انتهای آن در تهران نبودم که ماحصل آن این کارنامه شده است و البته پس از آن نیز در ۲۲ تیر ماه سال ۶۲ به گردان تخریب تیپ حضرت سیدالشهدا(ع) اعزام شدم و توفیق حضور در این مجموعه را پیدا کردم. تمام افرادی که سال آخر دبیرستان را گذرانده و دیپلم گرفته اند می دانند که فقط با لطف خداست که کسی می تواند چند روز قبل از امتحانات از جبهه با حال و هوای خاص خودش برگشته و بدون معلم درس بخواند و تنها در دو درس با تاخیر و پس از رفت و برگشت مجدد از مناطق عملیاتی نمره قبولی بگیرد و مجدداً به جبهه بازگردد. متاسفانه در این مورد بعنوان افشاگری هم بی اخلاقی نموده اند، هم بی انصافی و هم دروغ گویی که انشاءالله خدا از آنان بگذرد.


برچسب‌ها:


ارسال توسط محمد توکل