«علی مطهری»، پسری که شبیه پدرش نیست!

آن اوایل همه او را به پدرش می‌شناختند: پسر علامه‌ی شهید مرتضی مطهری. و انتظار همه این بود که وی مثل پدرش، در یک مسیر مستقیم گام بردارد و ندای رسای انقلاب اسلامی باشد. اهل بصیرت بوده و در مقابل همه‌ی کسانی که چه در عمل و چه در سخن، دست به فهم التقاطی دین می‌زنند بیاستد. ستیزه‌جو در برابر متحجران و متجددان باشد و نیازهای روز جامعه را درک کند.

 

هرچند مادر ایشان در سال گذشته و همسر ایشان، همین چند روز پیش به بعضی رسانه‌ها گفته‌اند که علی مطهری شبیه پدرش است، ولی خیلی‌ها این‌طور فکر نمی‌کنند. چون عملکرد سیاسی علی مطهری در این چند سال، رنگ و بویی از پدر فقیدش ندارد. و جالب اینجاست که این اواخر، همه او را با مواضع و اظهار نظرات جنجالیش می‌شناسند: اصولگرایی که در مقام مدعی‌العموم فتنه‌گران ظاهری و پنهانی درآمده است.

همه می‌دانیم که شهید مطهری اهل بصیرت بود. چرا؟ چون در زمانی که اکثر روشنفکران و عالمان دنیا، وابستگی فکری به دو جبهه‌ی لیبرالیسم و یا مارکسیسم داشتند، ایشان راه رهایی را در اسلام دید. و البته نه مثل بعضی از متدین، کنج محراب نشست و نه مثل بعضی دیگر، آنقدر در دام سیاست افتاد که دین و ایمانش را به باد دهد. اما گویی علی مطهری چندان از بصیرت پدر ارثی نبرده. مواضع وی در دوران فتنه‌ی سال 88 که تا همین روزها ادامه پیدا کرده موید همین مطلب است.

نه اینکه وی از فتنه‌گران حمایت کرده باشد، اما با اصلی کردن موضوعات فرعی در آن برهه، به توقع ما از وی که داشتن بصیرت در سطح بالا بود جواب منفی داد. ما از فرزند شهید مطهری توقع داشتیم مثل پدرش، وقتی اصل دین در خطر است، فریاد بزند و عمارتر از هر عمار این روزهای ما باشد. اما افسوس که فریاد علی مطهری، برای بازگشت کسانی به دورن جامعه است که علیه جمهوریت نظام شورش کردند و راه را برای توهین فرصت طلبان به دین و اعتقادات مردم باز نمودند.

همه می‌دانیم که شهید مطهری ثبات در نظر داشت. چون معیارهای ثابت و مشخصی داشت. مثلاً اگر به متحجران حمله می‌کرد، برای این کارش ملاک داشت. به همین دلیل تا آخر، آبش با آنها در یک جو نرفت. و یا اگر در برابر آنهایی که ادعای مدرن بودن می‌ایستاد، بخاطر این بود که دلیل داشت.

اما چه کنیم که علی مطهری، این ارث خوب را نیز از پدرش نبرده. تا دیروز افتخار می‌کرد که یکی از بزرگترین منتقدان دولت هاشمی رفسنجانی‌ست و امروز مصاحبه کرده و می‌گوید: هاشمی بیاید، چهار سال مملکت را بسازد و برود. آخر یکی نیست از او بپرسد، این هاشمی رفسنجانی چه تفاوتی با آن هاشمی 20 سال پیش کرده که تا دیروز مرود غضب شما بود و امروز، مورد حمایت شما.

به گزارش بولتن نیوز، شهید مطهری، نیازهای روز جامعه را می‌شناخت و بر اساس آن عمل می‌کرد. می‌دانست که مردم زمان خودش، احتیاج به بازتولید معارف دینی در حوزه‌ی عملی زندگی‌شان دارند. و ده‌ها کتاب در اینباره نوشت. اما آیا علی مطهری هم مثل پدرش، نیازهای روز جامعه را درک می‌کند؟ آیا این نیاز امروز مملکت ماست که به خاتمی پیشنهاد بدهیم کاندیدای ریاست جمهوری شود و اگر نظام رد صلاحیتش کرد، با سیاست "فشار از پایین، چانه‌زنی در بالا" نظر نظام را تغییر می‌دهیم؟

آیا در چند ماه پیش – مثل امروز – که مردم ما درگیر فشارهای اقتصادی بودند و با یک حرف سیاسی تشنج‌زا، دلار بالا و پایین می‌کرد، نیاز روز جامعه این بود که ایشان دائماً به نفر اول کشور حمله کنند و بعد از یکبار کشاندن رئیس‌جمهور به مجلس، تلاش کند تا یکبار دیگر این اتفاق بیافتد؟ تا جایی که رهبر انقلاب به مسئله ورود کرده و مجلس را به انصراف از این کار توصیه نمایند.

موارد دیگری هم در خصوص تفاوت راه طی شده توسط شهید مطهری با فرزندش علی مطهری وجود دارد. اما بخاطر عدم اطاله‌ی کلام، آنها را ذکر نکرده و در آخر، تنها یک توصیه به پسری می‌کنیم که در مسیر پدر نیست:

ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی

تا راهرو نباشی، کی راهبر شوی

در مکتب حقایق پیش ادیب عشق

هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی

دست از مس وجود چو مردان ره بشوی

تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

/ 0 نظر / 6 بازدید