چرا هاشمی تاکتیک شبهه افکنی در انتخابات را دنبال می کند؟

اگرچه هاشمی خود را محور احساس می‌کند اما به‌طور پنهان، به مجری سیاست‌های اصلاح‌طلبان بدل شده و در این روند سعی دارد با تاکتیک «شبهه افکنی در اصول برگزاری انتخابات» شکنندگی آرای اصلاح‌طلبان را ترمیم کند.
گروه سیاسی مشرق - فعالیت رسمی گروه‌های سیاسی برای انتخابات آتی مجلس خبرگان رهبری و همچنین مجلس شورای اسلامی در حالی آغازشده است که بیش از یک سال به زمان برگزاری این دو انتخابات وقت داریم؛ این موضوع بیش از هر چیز به حساسیت بالای این رویدادهای سیاسی اشاره دارد.

اصلاح‌طلبان ‌همایش برگزار کردند و اصولگرایان درصدد برگزاری همایش هستند؛ بسترسازی‌ها برای ورود به انتخابات مجلس آغازشده است و از همین حالا می‌توان از لابه‌لای سخنان شخصیت‌های مختلف سیاسی به تاکتیک و راهبرد انتخاباتی آنان پی برد.

فحوای سخنان اصلاح‌طلبان در همایشی که برگزار شد نیز کلیدواژه «صیانت از آرای مردم» بود، واژه‌ای که بیش از این در فتنه 88 کاربرد یافت و در کنار «انتخابات آزاد» توسط اصلاح‌طلبان وارد ادبیات سیاسی کشور شد.

هادی خامنه‌ای در این میان با تأکید بر حفظ و حراست از آرای مردم گفت: «ممیزین نباید بیش‌ازحد در صلاحیت‌های مردم دخالت کنند و اگر واقعاً مسئولان و ممیزین به سخنان مقام معظم رهبری اعتقاد دارند باید به این مطلب اهمیت بدهند.»[1]

حجت‌الاسلام رهامی، رئیس شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نیز با تأکید بر اینکه «غربالگری‌ها باید به مردم سپرده شود» اظهار کرد: «ما اصلاح‌طلبان نه ابزارهای نظامی، قضایی، نظارتی و نه پول‌های کلان داریم، اما آرای مردم را داریم؛ چون با وجود خطاهایی که داشته‌ایم نسبت به سایر رقبا درست‌تر عمل کرده‌ایم.»[2]

اما در این راستا کسی که معروف است، تاکتیک‌ها و سناریوهای سیاسی آینده در کلام او بیشتر از دیگران مستتر است، حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی است؛ به نظر می‌رسد، هاشمی بازهم آغازگر جریان اپوزیسیون دیگری با خط اعتراض انتخاباتی در این برهه حساس سیاسی است.

نگاهی به عملکرد هاشمی در بسترسازی بساط فتنه سال 88 نشان می‌دهد، وی فضای سیاسی کشور را همواره در دوران دولت نهم به چنین فضایی هدایت می‌کرد.

این مسئله بعد از انتخابات سال 84 آغاز شد و هاشمی با عدم صدور پیام تبریک به رئیس‌جمهور جدید فضای نارضایتی از دولت نهم  و بساط فتنه 88 را در جریان اصلاحات کلید زد. در این زمینه بود که بسیاری از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب با نگاهی تحقیرآمیز اعلام می‌کردند که رئیس‌جمهور منتخب ملت، رئیس‌جمهور آنان نیست و همین فضا تا سال 88 به‌طور افراطی کلام اصلاح‌طلبان و جلسات دانشگاهی و سیاسی ادامه یافت و به‌مرور زمان بر شدت آن افزوده شد تا حدی که نوبخت در سال 93 به‌عنوان یکی از حامیان اصلی هاشمی رفسنجانی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در رسانه ملی می‌گوید: تبریک و تهنیت‌های بعد از انتخابات گاهی دلی است و گاهی سیاسی. دل ما باکسی که سال 84 پیروز شد اصلاً صاف نشد و هیچ‌وقت نتوانستیم او را به‌عنوان مظهر جمهوریت مردم فهیم و بافرهنگ و صادق جمهوری اسلامی ایران بدانیم. شاید هم اشتباه می‌کردیم اما به‌هرحال اگر دوباره به عقب برگردیم فکر می‌کنم انتخاب‌های من درست بود، هرچند به‌وسیله اکثریت تأیید نشد.[3]

سخنان فائزه هاشمی که ادعای تقلب در سال 84 آن‌هم در دولت اصلاحات را دارد، در این زمینه گویای این فضاسازی منفی است: «از بس خاتمی بی‌عرضه بود، در انتخابات 84 اون همه تقلب شد و بابا نتونست رأی بیاره. خاتمی آخرش گفت انتخابات سالم بوده، چون خودش برگزار کرده بود و به نام خودش نوشته می‌شد. خاتمی خیلی خیانت کرد.»[4]

اما در برهه انتخابات نیز این خانواده هاشمی بود که تقلب در انتخابات را کلید زد. سخنان عفت مرعشی، همسر هاشمی رفسنجانی در پای صندوق رأی در انتخابات سال 88 هم یکی از معروف‌ترین سخنان در فتنه‌ای است که در این سال به وجود آمد. عفت مرعشی دراین‌باره پای صندوق رأی گفته است: «اگر تقلب شود از مردم می‌خواهم با حضور در خیابان‌ها واکنش نشان دهند؛ اما درصورتی‌که تقلب انجام نشود مطمئن هستم که میرحسین موسوی رأی خواهد آورد».[5]

نامه بدون سلام هاشمی به رهبر انقلاب که بی‌پاسخ ماند - مشرق در آینده نزدیک نسبت به تحلیل آن اقدام خواهد کرد - تلاشی دیگر از سوی هاشمی برای دمیدن بر آتش فتنه بود. وی با ادبیات سیاسی خود در آن نامه پیش‌بینی فتنه 88 را می‌کند و می‌نویسد «بااین‌همه برفرض اینکه این‌جانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریان‌ها این وضع را بیش از این برنمی‌تابند و آتش‌فشان‌هایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدان‌ها، خیابان‌ها و دانشگاه‌ها مشاهده می‌کنیم» و همین نامه فضا را بیش‌ازپیش متشنج ساخت.

این بار هاشمی نیز با سخنان شبهه برانگیز فضاسازی دیگری را آغاز کرده که نشانگر همان خط سیاسی مألوف اوست.

وی در دیدار با اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، با توجه به سخنان رهبری معظم انقلاب، مبنی بر حق‌الناس بودن رأی مردم از زمان تبلیغات انتخاباتی تا تأیید صلاحیت‌ها، رأی‌گیری و شمارش آرا، گفت: این جمله ایشان آشکارترین تفسیر بندهای مربوط به انتخابات در قانون اساسی است و کسی نمی‌تواند فراتر از ایشان قوانین بالادستی جمهوری اسلامی را تفسیر نماید[6].

هاشمی همچنین در پیامی که به همایش اصلاحات ارسال کرده است، می‌گوید: «ضرورت دارد کلیه مسئولین دلسوز کشور و به‌خصوص دست‌اندرکاران انتخابات، بسترهای مناسب را برای جلب مشارکت حداکثری مردم از طرق مختلف، ازجمله فراهم ساختن زمینه فعالیت رسمی و گسترده احزاب و تشکل‌های سیاسی محیا سازند و از اعمال شیوه‌هایی که موجب محدودیت حق انتخاب مردم و گردش آزاد و قانونمند قدرت می‌شود خودداری کرده و خود را مکلف به اجرای قانون و حق انتخاب آزاد و رقابتی مردم که حقیقتاً حق‌الناس محسوب می‌گردد، بدانند»[7]

حال باید این سؤال را از هاشمی پرسید که چرا هرازگاهی و به‌صورت متناوب قبل از انتخابات جمهوری اسلامی ایران، ندای صیانت از آراء بلند می‌کند؟ آیا بنا بر شنیده‌ها و اظهارنظر فائزه هاشمی، هرگاه هاشمی رفسنجانی و هم طیفانش در انتخاباتی پیروز نشوند، به معنای عدم صیانت از آراء است؟ چرا رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام باآن‌همه تجربه و اطلاعات از کم و کیف انتخابات (آن‌هم انتخابات مجلس شورای اسلامی که احتمال کارشکنی در آن کمتر از انتخابات ریاست جمهوری است) در دیگ انتخابات فضله فتنه و اختلاف می‌اندازد؟

از سوی دیگر، همایش روز پنج‌شنبه هفته گذشته شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، نشان داد جریان اصلاحات هنوز در چارچوب نظام اسلامی قرار نگرفته است و این تفکر بازهم در رؤیای ادامه شعارهای فتنه 88 طی مسیر می‌کند، حال جای این سؤال که چه ارتباطی میان اظهارنظرهای حامیان فتنه همچون هادی خامنه‌ای و رهامی برای صیانت از آراء با تکیه هاشمی بر حق‌الناس بودن رأی مردم دارد؟

آیا در این نظام فقط هاشمی نگران رأی مردم است و فقط ایشان می‌داند باید از آراء مردم به‌عنوان حق‌الناس، صیانت کرد؟

اگرچه هاشمی خود را محور احساس می‌کند اما به‌طور پنهان، به مجری سیاست‌های اصلاح‌طلبان بدل شده است و در این روند سعی دارد با تاکتیک «شبهه افکنی در اصول برگزاری انتخابات» شکنندگی آرای اصلاح‌طلبان را ترمیم کند.

هاشمی حتی در این روند تعریف جدیدی از اصلاح‌طلبی ارائه می‌دهد: «اصلاح‌طلبی و اصلاح‌گرایی درواقع میراث جاودان خط اصیل امام خمینی (ره) است که از قرائت اخیر ایشان، حفظ ارزش‌های دینی ملی و دفاع از وجوه اسلامیت و جمهوریت نظام کاملاً هماهنگ بوده و در این قرائت هیچ اقدام و حاکمیتی به نام دین، در غیاب خواست و انتخاب مردم متصور نیست»[8]

به هر جهت هاشمی با جریانی سروکار دارد که خود را در وضعیت منتقد و بعضاً اپوزیسیون در ساختار سیاسی کشور تعریف کرده است - (در حال حاضر این جریان با توجه به حمایت از فتنه 88، خارج از نظام تعریف می‌شود) و به نظر می‌رسد هاشمی با کوتاه کردن قد خود در حد فتنه‌گران و حامیان فتنه، تبدیل به بازیچه جریانی شده است که روزگاری وی را عالی‌جناب سرخ‌پوش خطاب می‌کردند و هاشمی را به‌عنوان دشمن خود ترسیم کرده بودند.

[1]-http://aftabnews.ir/fa/news/279906

 

[2]-aftabnews.ir/fa/news/279905

 

 3- http://www.baharnews.ir/vdcizva5.t1awz2bcct.html

[4]-http://khorasannews.com/PrintOnlineNews.aspx?id=1310759

[5]-http://rajanews.com/detail.asp?id=156863

 

[6] -http://www.entekhab.ir/fa/news/185339

[7]-http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931025000612

[8]-http://www.ghatreh.com/news/nn24406624

/ 0 نظر / 5 بازدید