تأملی بر اظهارات اخیر هاشمی با چند سوال جدی

و سهم و نقش در اداره کشور نمی تواند و نباید خود را عقل کل و مبرا از خطا بداند و نقد و انتقاد آگاهانه و منصفانه را نادیده بگیرد یا نپذیرد. به هر صورت برخی از تصمیم سازی ها و برنامه  های ایشان خصوصاً در دوران ریاست جمهوری مورد نقد جدی تعداد کثیری از دلسوزان کشور و نظام است خصوصاً سیاست های تعدیل اقتصادی که علاوه بر تحمیل گرانی های شدید و افزایش بسیار زیاد نرخ تورم که در سال ۷۴ به حدود ۴۸ تا ۵۰ درصد رسید موجب شد در سایه شتاب در سازندگی و پرداختن به مسائل اقتصادی متأسفانه بسیاری از زیرساخت های فرهنگی به شدت مورد بی توجهی و غفلت قرار بگیرد و آثار سوء این غفلت و بی توجهی و همچنین کم توجهی به معیشت و زندگی توده مردم و مرکز محوری و کم توجهی به شهرها و روستاهای دور افتاده و از همه مهمتر محور قرار نگرفتن گفتمان عدالت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی همچنان حتی تا امروز قابل مشاهده است و البته از همه این ها مهمتر نوع موضع گیری و ورود ایشان به حوادث بس ناگوار و آن فتنه بزرگ در سال ۸۸ که می رفت تا اساس نظام و کشور را به مخاطره ای جدی و چالشی اساسی دچار کند بیش از هر مسئله دیگری قابل تأمل و نقد اساسی است و متأسفانه در آن برهه سخت و سرنوشت ساز تاریخ کشور و انقلاب ایشان به گونه ای ورود کرد که خون به دل خیلی ها شد و برخی از اظهارات و موضع گیری ها و پس آنگاه سکوت ایشان تبعات بسیار سوئی داشت، که برخی از آن تبعات هنوز و همچنان ادامه دارد در صورتی که بسیاری از دلسوزان کشور و نظام از این شخصیت و چهره برجسته انقلاب انتظارات به حق دیگری خلاف برخی اظهارات و مواضع ایشان داشتند که متأسفانه محقق نشد. غرض این مقاله یادآوری این نکات نبود بلکه آن چه نگارنده را بر آن داشت که حسب انجام وظیفه و ادای تکلیف مطالبی را بنویسم برخی اظهارنظرها و مواضع آیت ا... هاشمی خصوصاً استفاده ایشان از برخی کلمات و عبارت هایی است که یکشنبه در دیدار با جمعی از دانشجویان مطرح کرده اند.

البته آن چه از اظهارات ایشان در آن جلسه به دست ما رسیده است خبر تنظیمی یکی از خبرگزاری های رسمی کشور است که متأسفانه بسیاری از رسانه های بیگانه با شیطنت از برخی از این اظهارات سوء استفاده کردند. لازم به ذکر است که مبنای این مقاله نیز بر اساس همان خبر تنظیمی یکی از خبرگزاری های رسمی کشور است و مستند دیگری در دست نداریم. این نکته را از آن جهت اشاره کردم که شاید اظهارات ایشان در آن جلسه مقدمات و موخرات دیگری هم داشته که به سبب تلخیص به این شکل درآمده است به هر صورت مخاطبان فهیم و گران قدر می توانند برای دسترسی به متن کامل این گزارش به خبرگزاری مهر مراجعه کنند اما آن چه موجب شگفتی است و البته بسیار قابل تأمل جدای از آن بخش از اظهارات قابل قبول آقای هاشمی در این جلسه، کلمات و عباراتی است که عیناً نقل می شود که واقعاً شنیدن چنین کلمات و عباراتی (اگر عین کلمات و عبارات ایشان باشد) از زبان شخصیتی همانند آقای هاشمی رفسنجانی بسیار جای تأمل و نقد اساسی و گله جدی دارد.

باید از ایشان تشکر کرد که در آن جلسه خطاب به دانشجویان گفته اند: «من انتظار ندارم کلمات مأیوس کننده و افسرده کننده از شما بشنوم» اما حداقل برای نگارنده روشن نیست که منظور جناب آقای هاشمی از بیان این جمله چیست که گفته است: «اگر نمی گذارند صدایتان بلند شود این طور نیست که حرفتان گم شود، حرف شما در دل خیلی ها است و اکنون کافی است تا جرقه ای برای بیان آن بخورد» و جالب تر این که در بخشی از گزارش این جلسه آمده است که: «هاشمی رفسنجانی با بیان این که مسئولان اصلی نظام نیز از ایجاد وضعیت خفقان و برگشت به اوضاع سابق ناراضی هستند اظهار کرد این وضعیت را تنها جریان های متحجر می خواهند اما نه قانون اساسی و نه اهداف انقلاب و نه مسئولان اصلی نظام چنین وضعیتی را نمی خواهند شاید پیدا کردن راهکار دشوار باشد ولی مردم خود راهکار را پیدا می کنند».

سوال جدی از آقای هاشمی

سوال جدی از جناب آقای هاشمی رفسنجانی این است که آیا شما بر این باور هستید که وضعیت کشور به اوضاع سابق بازگشته و فضای «خفقان» حاکم شده است؟ آقای هاشمی نگارنده گر چه بر این باور است که هم رسانه ها به دلایلی از سوی برخی دستگاه ها و نهادها و بعضاً

نوع موضع گیری و ورود ایشان به حوادث بس ناگوار و آن فتنه بزرگ در سال ۸۸ که می رفت تا اساس نظام و کشور را به مخاطره ای جدی و چالشی اساسی دچار کند بیش از هر مسئله دیگری قابل تأمل و نقد اساسی است و متأسفانه در آن برهه سخت و سرنوشت ساز تاریخ کشور و انقلاب ایشان به گونه ای ورود کرد که خون به دل خیلی ها شد و برخی از اظهارات و موضع گیری ها و پس آنگاه سکوت ایشان تبعات بسیار سوئی داشت

افراد محدودیت هایی دارند و تحت فشار هستند و برخی رسانه ها نیز خود دچار «خودسانسوری» و عدم واقع گرایی اند و هم متأسفانه رسانه ملی نیز تقریباً تنها در اختیار دارندگان یک نوع گرایش و خط فکری و سلیقه های هم سو قرار دارد و هم بسیاری از دانشگاه های کشور متأسفانه به دلایل گوناگون از نشاط سیاسی لازم برخوردار نیست و هم گاه حتی نقدهای منصفانه و دلسوزانه مسئولان سابق و کارشناسان شنیده نمی شود و هم آن چنان که باید از ظرفیت کارشناسی و نخبگانی کشور استفاده نمی شود و هم متأسفانه گاه نقدهای منصفانه برخی رسانه ها به شرایط نامساعد اقتصادی، «سیاه نمایی» جلوه داده می شود و گاه برخی انتقادها نیز حمل بر مخالفت و تعارض با نظام جلوه داده می شود، اما با تمامی این تفاصیل جناب آقای هاشمی رفسنجانی انصاف نیست که برای شرایط کشور آن هم توسط کسی چون شما از واژه خفقان استفاده شود که نیک بر زوایای مختلف این واژه نفرت انگیز و جانسوز واقفید. خصوصاً این که متأسفانه این واژه را با عبارت «برگشت به اوضاع سابق» همراه می کنید.

جناب آقای هاشمی رفسنجانی خدا نگذرد از تقصیر کسانی که آن چنان ناجوانمردانه بر شما تاختند که «عالیجناب سرخپوش» خواندندتان و بعد هم به آن سوی آب ها گریختند و هم نوای با بدخواهان کشور و نظام شدند اما حداقل آنانی که همچون نگارنده سن و سالی از آن ها گذشته و دوران ریاست جمهوری شما را به خاطر دارند می دانند و به یاد دارند که بیشترین محدودیت و ممنوعیت ها در زمان دولت شما برای رسانه ها وجود داشت و فضای نقد و انتقاد را آن چنان خود شما و اطرافیانتان بسته بودید که آن جمله معروف بر سر زبان ها بود.

جناب آقای هاشمی رفسنجانی آیا واقعاً بر طریق صواب و انصاف است که در این شرایط خاص بین المللی، منطقه ای و در آستانه انتخابات مهم و سرنوشت ساز ریاست جمهوری آن هم پس از آن وقایع تلخ سال ۸۸ شما این گونه سخن بگویید؟ البته شاید در تنظیم گزارش جلسه توسط خبرگزاری مذکور اشتباهی رخ داده باشد هر چند تا زمان نوشتن و صفحه آرایی این مطلب یعنی ساعت ۲۳ دوشنبه شب هیچ گونه تکذیبیه ای از سوی دفتر آیت ا... هاشمی رفسنجانی و خبرگزاری مهر منتشر نشده از دیگر نکات قابل تأمل در اظهارات رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام در این دیدار جملاتی است که خبرگزاری چنین نقل کرده است: «وی با تأکید بر این که این هشت سال به انقلاب، کشور، مردم و تاریخ کشور ظلم شده است گفت: همه سخنرانان این جلسه زوایای خلاف های این دوره را گفتند من نیز با آن موافقم»

جناب آقای هاشمی نگارنده نیز بر این باور است که از ابتدای بر سر کار آمدن آقای احمدی نژاد اشتباهات و خطاهای بسیاری توسط ایشان انجام شده است و مهمترین آن، آن جلسه کذایی مناظره های تلویزیونی است که شاید بتوان گفت این کاندیدای آن موقع ریاست جمهوری شاید جزو اولین و معدود افرادی بود که به بدترین شکل حرمت شکنی و تنش آفرینی کرد. شاید خودرأیی و این حد لجبازی آقای احمدی نژاد در بین مسئولان هیچ سابقه ای نداشته باشد و شاید هیچ کس به اندازه وی دولت های قبل از خودش را این چنین نفی نکرده باشد و البته هیچ کس به اندازه آقای احمدی نژاد این همه عزل و نصب در سطح وزیر، استاندار و حتی رئیس دانشگاه نداشته است حتی چند ماه مانده به پایان دور دوم ریاست جمهوری. هیچ کس جز آقای احمدی نژاد تاکنون حرف هایی آن چنان که در مورد هوگو چاوز گفت بر زبان نرانده است هیچ رئیس جمهوری تاکنون خانه نشینی یا به اصطلاح «دورکاری» نداشته است.

هیچ رئیس جمهوری و یا حتی هیچ مسئول دیگری تاکنون برخی از الفاظ و عباراتی که آقای احمدی نژاد در مجامع گوناگون به کار برده است بر زبان نرانده است و شاید هیچ کس در مصاحبه ها و سخنرانی ها تا این حد خود را حق به جانب نگرفته و فرافکنی نکرده است و شاید هیچ کس به اندازه وی به برخی قوانین بی توجهی نکرده باشد و برخی از قوانین را دور نزده باشد و هیچ کس مثل ایشان به صورت مستمر تهدید به افشاگری و «بگم بگم»های معروف نکرده است و شاید هیچ کس به اندازه آقای احمدی نژاد در برخی از مسائل برای نظام و حتی رهبری هزینه ایجاد نکرده

حداقل آنانی که همچون نگارنده سن و سالی از آن ها گذشته و دوران ریاست جمهوری شما را به خاطر دارند می دانند و به یاد دارند که بیشترین محدودیت و ممنوعیت ها در زمان دولت شما برای رسانه ها وجود داشت و فضای نقد و انتقاد را آن چنان خود شما و اطرافیانتان بسته بودید که آن جمله معروف بر سر زبان ها بود.

باشد.

آقای هاشمی آیا از سیاستمداری چون شما بعید نیست؟

اما جناب آقای هاشمی رفسنجانی کسی همچون شما چطور می تواند با این صراحت بگوید که این هشت سال به انقلاب، کشور، مردم و تاریخ کشور ظلم شده است؟ کسی مثل شما که دقیق و با اشراف به تمامی زوایای گفته هایتان سخن می گویید و نه تنها سیاست مدارترین رجل سیاسی ایران بلکه یکی از سیاستمداران مطرح دنیا هستید در بخش دیگر از صحبت تان گفته اید: «متأسفانه اکنون شرایطی به وجود آمده است که ما خود به طرف انحطاط می رویم» آیا واقعاً با تمام اشتباهاتی که آقای احمدی نژاد کرده است چگونه می توانیم از شما این سخن را بشنویم و بپذیریم که می فرمایید «به طرف انحطاط می رویم»؟ آخر شما بیش از هر کسی با بار فوق العاده منفی و خطرناک کلمه انحطاط آشنا هستید چگونه خون به دلمان نشود که چنین کلماتی را از زبان چون شمایی بشنویم؟

ای کاش این کلمات را به کار نمی بردید و با دقت و اشرافی که دارید واژه های دیگر را در کلامتان به استخدام درمی آوردید. شما که در ابتدای سخنان با جمعی از دانشجویان در محل مجمع تشخیص مصلحت نظام گفته اید: «من انتظار ندارم کلمات مأیوس کننده و افسرده کننده از شما بشنوم» چگونه خود به عنوان یک شخصیت موثر و برجسته نظام این کلمات بسیار افسرده کننده و مأیوس کننده را بر زبان می رانید آن هم شما؟! ای کاش به صراحت هر چه تمام تر قصه هشت سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد را از مجموعه نظام جدا می کردید و نسبت هایی که دادید صریح تر و شفاف تر به شخص رئیس جمهور و دوره هشت ساله ریاست جمهوری او می دادید.

ظلم و بی انصافی در حق رئیس جمهور

هر چند به آقای احمدی نژاد به عنوان منتخب مردم با ۲۴ میلیون رأی ظلم های فراوانی هم شد، مهمترین نکته این که به هیچ رئیس جمهوری در طول تاریخ انقلاب این همه توهین و ناسزا گفته نشد و برخی بی انصاف ها حتی حرمت رأی مردم را نگاه نداشتند چه رسد به شخصیت انسانی آقای احمدی نژاد و برخی آن چنان بی انصافانه و مغرضانه بر ایشان تاختند که انگار نه انگار او با تلاش های مجدانه و پیگیرانه خود خدمات ارزنده ای به کشور و ملت کرد او تنها رئیس جمهوری بود که چهره به چهره حتی با ساکنان دور افتاده ترین شهرها و روستاهای کشور در جریان مشکلات آنان قرار گرفت و هم نفس با مردم شهر و روستا از پایتخت محوری فاصله گرفت و رساندن خدمت به مردمان محروم شهرهای کوچک و روستاهای دور افتاده را وجهه همت خود قرار داد و چه کارهای بزرگی که در این عرصه انجام نداد.

آقای احمدی نژاد دوری از اشرافیگری و تجمل گرایی را در گفتار و عمل خصوصاً در سال های اول ریاست جمهوری به بهترین شکل به منصه ظهور و عمل آورد هم ایشان بود که کار بسیار ضروری و بزرگ و لازم سهمیه بندی بنزین را در کشور به مرحله اجرا گذاشت و با شجاعت به عرصه بسیار بزرگ و سخت و طاقت فرسای هدفمندی یارانه ها وارد شد. کاری که می بایست سال ها پیش از ریاست جمهوری او عملیاتی می شد و البته پر واضح است که آقای احمدی نژاد در مرحله اجرا هم بر رأی خود اصرار ورزید هم تدبیر لازم را به کار نبست و هم به نصایح دلسوزانه بدنه کارشناسی و نخبگانی توجه لازم را نکرد. و همچنین به خاطر نیندیشیدن تمهیدات لازم و ورود دیرهنگام به بحث ارز، ارزش پول ملی کشور به شدت کاهش پیدا کرد و این موضوع در کنار تحریم های تشدید شده، فشار تورم و گرانی را نیز بر مردم بیشتر کرد، اما واقعاً انصاف نیست که این همه کارهای عمرانی، سدسازی، خانه سازی، جاده سازی و ایجاد راه های روستایی را در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد نادیده گرفت. معلوم نیست اگر ایشان پروژه مسکن مهر را با این گستردگی در کشور اجرا نمی کرد با تمام اشکالاتی که بر آن وارد است امروز وضعیت مسکن به کجا رسیده بود. هر

البته اختلاف سلیقه و حتی اختلاف نظر امری طبیعی و عقلانی و منطقی است. اما شنیدن عبارت «حالت نزاع و اختلاف» از زبان شخصیتی چون آقای هاشمی که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم هستند حداقل به نظر نگارنده بر طریق صواب و صلاح نیست

چند که هزینه خرید و ساخت مسکن و حتی اجاره نشینی امروز بیداد می کند و امان مردم را بریده است اما معلوم نیست که اگر این طرح ها اجرا نمی شد کار به کجا می کشید.

آیا انصاف است که تمام این ۸ سال را ظلمی به انقلاب و کشور بدانیم؟

با این تفاصیل جناب آقای هاشمی رفسنجانی از شمایی که درجه اجتهاد هم دارید چگونه می توان این عبارت را پذیرفت: «رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان این که کسانی که می گویند ما به سمت استقلال می رویم دروغ می گویند تصریح کرد هر کار اساسی که انجام شده است افتتاح و شروع آن در زمان دولت من انجام شده و در چند سال اخیر تنها کارهای کوچکی شده است که ظرف یکی دو سال قابل انجام است» آیا انصاف است که تمام این هشت سال را ظلم به انقلاب، کشور، مردم و تاریخ کشور بدانید و سخن گفتن از استقلال را دروغ بخوانید و افتتاح و شروع هر کار اساسی را تنها به زمان دولت خودتان محدود کنید؟

جناب آقای هاشمی شما خود صاحب اختیار هستید!

نکته دیگر این که جناب آقای هاشمی رفسنجانی گر چه این کلامتان که گفته اید: «من بدون موافقت ایشان (رهبری) وارد عرصه (انتخابات) نخواهم شد» از احترام شما به رأی و نظر رهبری حکایت دارد اما چندان که باید جمله بعدی شما که گفته اید: «چون اگر ایشان (رهبری) موافق نباشند نتیجه ای که به بار می آید معکوس خواهد بود» مفهوم نیست خصوصاً وقتی مشاهده می کنیم که رهبری با صراحت هر چه تمام تر گفته اند که هر کس توان این مسئولیت بزرگ را در خود می بیند با هر گرایش و سلیقه ای می تواند در این عرصه مهم وارد شود و تأکید کرده اند که من یک رأی بیشتر ندارم و از رأی من هیچ کس اطلاعی ندارد.

و البته جناب آقای هاشمی رفسنجانی پر واضح است که شما هم مثل دیگران آزاد و مختار هستید و همانطور که تصریح کرده اید که «در حال ارزیابی شرایط برای ورود به انتخابات هستم» بر اساس تشخیص، میل و تکلیف خود به این عرصه وارد شوید یا نشوید و البته به عنوان یک دلسوز بر این باورم که برای اخذ چنین تصمیمی علاوه بر نظرسنجی از افراد هم فکر و گروه های همسو با خود می توان از نظر بدنه مردم و حتی نظر مخالفان برخی مواضع و جهت های فکری خود بهره گیرید و البته «و الامر الیکم» و امیدوارم هر چه خیر است بر ذهن و تصمیم شما و دیگران جاری شود.

آیا این حرف شما با مصلحت نظام مطابق است؟

و اما ختم کلام و مهمترین نکته این که معنی و مفهوم جمله دیگری که در آن جلسه گفته اید نیز چندان برایم روشن نبود چرا که هم جمله، جمله حساسی است و هم گوینده شخص آگاه، دوراندیش، باتجربه و از جمله خاص ترین خواص است. آن جمله در خبرگزاری چنین آمده است: «رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأکید بر این که ما نمی خواهیم دعوا کنیم خاطرنشان کرد اگر بخواهد شرایطی به وجود بیاید که بین من و رهبری حالت نزاع و اختلاف به وجود آید همه ما ضرر خواهیم کرد» و نگارنده نمی تواند از چون شمایی عبارت «حالت نزاع و اختلاف» شما و رهبری را در هیچ عرصه ای بپذیرد که شنیدن چنین عباراتی از زبان آیت ا... هاشمی رفسنجانی با آن جایگاه، سابقه و پختگی به هیچ عنوان به مذاق دوستداران نظام و کشور خوش نمی آید.

البته اختلاف سلیقه و حتی اختلاف نظر امری طبیعی و عقلانی و منطقی است. اما شنیدن عبارت «حالت نزاع و اختلاف» از زبان شخصیتی چون آقای هاشمی که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم هستند حداقل به نظر نگارنده بر طریق صواب و صلاح نیست و البته باز هم والامر الیکم.

/ 0 نظر / 9 بازدید