همه آنچه رهبری گفتند و پایداری عکس آن عمل کرد /

علت تعدد کانیداها و انشقاق در اصوالگرایان عمل نکردن به توصیه های رهبری ایست .

در یک دهه اخیر رهبر معظم انقلاب بار ها مسئولین و جناحهای سیاسی را به وحدت دعوت نمودند اما هرچه این جناههای سیاسی از این توصیه ها فاصله گرفتند انشقاق و درگیری بین نیروهای انقلاب بیشتر شد حال به گوشه هایی   رهنمودهای رهبر انقلاب اشاره و علت این تفرقه در اردوگاه اصوالگرایان را برسی میکنیم .

جذب حداکثری،وحدت ،

 

مقام معظم رهبری :

ایشان در دیدار با کارگذاران نظام که همه جریانات سیاسی در آن حضور داشتند    فرمودند :فرو بردن خشم در مقابل دوستان. بحث اینجا دوستان است. البته در مقابل دشمنان باید غیظ داشت؛ «و یذهب غیظ قلوبهم».(5) در مقابل آن دشمنى که با هویت شما، با موجودیت شما مخالف است، آنجا خشم میشود خشم مقدس؛ آن اشکالى ندارد. نه، در جمع مؤمنین، در بین افرادى که مأمور به رفتار مسلمانى با آنها هستیم، خشم و حالت عصبانیت نباید باشد. خشم به انسان ضرر میزند. تصمیم‌گیرى با خشم مضر است، حرف زدن با خشم مضر است، کار کردن با خشم مضر است، غالباً دچار غلط و اشتباه است؛ این چیزى است که ماها متأسفانه خیلى ابتلاء پیدا میکنیم. جلوگیرى از این خشم، خشمى که موجب انحراف میشود، موجب خطاى در فکر و عمل میشود، یکى از موارد تقواست؛ «و کظم الغیظ».

 کار دیگر، «اطفاء النّائرة». بعضى‌ها آتش‌افروزى‌هاى سیاسى و جناحى میکنند. عده‌اى کأنه براى این کار مأموریت دارند. من مى‌بینم در داخل کشور خودمان که یک عده‌اى میخواهند اصلاً عناصر گوناگون را، جناحهاى مختلف را، افرادى از هر یک از جناحها را به جان هم بیندازند و اختلاف ایجاد کنند؛ کأنه اصلاً از آتش‌افروزى خوششان مى‌آید؛ این خلاف تقواست. تقوا این است: «اطفاء النّائرة». همچنان که در یک محیط مادى و فضاى مادى، شما یک آتش‌افروزى را اطفاء میکنید، باید در فضاى انسانى و معنوى و اخلاقى هم آتش‌سوزى‌ها را مهار و اطفاء کنید. و همین طور: «و ضمّ اهل الفرقة».

 ما عرض کردیم جذب حداکثرى، دفع حداقلى. البته معیار و میزان، اصول و ارزشهاست. انسانها از لحاظ ایمان در یک حد نیستند. ما در بین خودمان آدمهائى داریم ضعیف‌الایمان، آدمهائى داریم که ایمانشان قوى‌تر است. باید راه بیائیم. نمیشود ضعیف‌الایمان را دفع کرد، نمیشود فقط به کسانى چشم دوخت که قوى‌الایمانند؛ نه، ضعفا را هم باید در نظر داشت. کسانى که خودشان را قوى میدانند، آن کسانى را که ضعیف میدانند، ملاحظه کنند، مراعات کنند، دفع نکنند. آن کسانى که جزو مجموعه هستند، لیکن بر اثر اشتباه و غفلت کنار افتادند، جدا افتادند، اینها را به خود بیاورند؛ اینها را نصیحت کنند، دلالت کنند، راه را به آنها نشان بدهند، آنها را برگردانند. اینها مسائل اساسى است.

ایشان در دیدار فراکسیون اصوالگرایان که آقایان رسایی ، آقا تهرانی، کوچک زاده ، دکتر زارعی ... بودند این عزیزان و بقیه اصوالگرایان را توصیه به وحدت نمودند .

رهبرمعظم انقلاب فرمودند :

«این مجموعه اصول‎گرا و انقلابی‎ای که امروز در مجلس هستند بحمدالله در کشور هم اکثریت قاطعی دارند به‎دلیل همین انتخابی که انسان می‎بیند انجام گرفته. خب، این نشانه این است که مردم دوست می‎دارند این جهت‎گیری و راه را، این را حتی‎المقدور نگذارید متشتت بشود، این وحدت مهم است.
 
حالا ما در سطح کشور هم معتقد به وحدتیم، در این مجموعه معتقد به ارزش‎ها و اصول هم معتقد به وحدتیم. این را باید حفظ کرد، ولو با یک اغماض‎هایی، بعضی از این اغماض‎‎ها ممکن است اعتراض برخی دیگر را متوجه انسان بکند ولی خب بکند آدم حق را باید ببیند چیست، یک جا‎هایی باید برخی از اغماض‎‎ها را انجام داد برای یک مصلحت بزرگتری که حالا در این مورد بحث ما مصلحت اتحاد و اتفاق و عرض کنم با هم بودن و یک صدا داشتن و این‎هاست.»

در خصوص وحدت و خلوص نیز فرمودند :

  • «یک سؤال دیگر این است که بعضی‎‎ها می‎گویند وحدت، بعضی‎‎ها می‎گویند خلوص؛ شما چه می‎گویید؟ من می‎گویم هر دو. خلوص که شما مطرح می‎کنید - که ما بایست از فرصت استفاده کنیم و حالا که غربال شد، یک عده‎ای را که ناخالصی دارند، از دایره خارج کنیم - چیزی نیست که با دعوا و کشمکش و گریبان این و آن را گرفتن و با حرکت تند و فشارآلود بهوجود بیاید؛ خلوص در یک مجموعه که اینجوری حاصل نمیشود؛ ما به این، مأمور هم نیستیم.

 

در صدر اسلام، خوب، با پیغمبر اکرم یک عده بودند؛ سلمان بود، اباذر بود، ابی‎بن‎کعب بود، عمار بود، کی بود، کی بود؛ این‎ها درجه اول و خالص‎ترین‎ها بودند؛ عده‎ای دیگر از این‎ها یک مقداری متوسط‎تر بودند؛ یک عده‎ای بودند که گاهی اوقات پیغمبر حتی به این‎ها تشر هم می‎زد. اگر فرض کنید پیغمبر در همان جامعه چند هزار نفری - که کار خالص‎سازی خیلی آسان‎تر بود از یک جامعه ۷۰ میلیونی کشور ما - می‎خواست خالص‎سازی کند، چه‎کار می‎کرد؟ چی برایش می‎ماند؟ آن‎که یک گناهی کرده، باید می‎رفت؛ آن‎که یک تشری شنفته، باید می‎رفت؛ آن‎که در یک وقتی که نباید از پیغمبر اجازه مرخصی بگیرد، اجازه مرخصی گرفته، باید می‎رفت؛ آن‎که زکاتش را یک‎خرده دیر داده، باید می‎رفت؛ خوب، کسی نمی‎ماند. امروز هم همین‎جور است. این‎جوری نیست که شما بیایید افراد ضعیف‎الایمان را از دایره خارج کنید، به بهانه این‎که می‎خواهیم خالص کنیم؛ نه، شما هرچه می‎توانید، دائره خالصین را توسعه بدهید؛ کاری کنید که افراد خالصی که می‎توانند جامعه شما را خالص کنند، در جامعه بیشتر شوند؛ این خوب است.


از خودتان شروع کنید؛ دور و بر خودتان، خانواده خودتان، دوستان خودتان، تشکل خودتان، بیرون از تشکل خودتان. هرچه می‎توانید، در حوزه نفوذ تشکل خود، برای بالا آوردن میزان خلوص‎های فردی و جمعی تلاش کنید؛ که نتیجه آن، خلوص روزافزون جامعه شما خواهد شد. راه خالص کردن این است.

وحدت هم که ما گفتیم - که بعد سؤالات دیگری هم در این زمینه شده - منظور من اتحاد بر مبنای اصول است. بنابراین وحدت با کیست؟ با آن کسی که این اصول را قبول دارد. به همان اندازه‎ای که اصول را قبول دارند، به همان اندازه ما با هم مرتبط و متصلیم؛ این می‎شود ولایت بین مؤمنین. آن کسی‎که اصول را قبول ندارد، نشان می‎دهد که اصول را قبول ندارد یا تصریح می‎کند که اصول را قبول ندارد، او قهرا از این دایره خارج است. بنابراین با این تفصیل و توضیحی که عرض شد، هم طرفدار وحدتیم، هم طرفدار خلوصیم.»

در خصوص ایراد نگرفتن از هم فرمودند :

  • هى این به آن ایراد بگیرد، آن به این ایراد بگیرد؛  فروع را اصل بکنیم، اصول را فراموش کنیم، هى اختلاف بین ما بیفتد. اینکه قرآن میگوید: «و اعتصموا بحبل اللَّه جمیعا»، یعنى همه با هم اعتصام به حبل اللَّه بکنید، خوب، این «همه» در سطح واحدى که نیستند؛ بعضى ایمانشان قویتر است، بعضى ایمانشان ضعیفتر است، بعضى عملشان بهتر است، بعضى عملشان متوسطتر است؛ در عین حال خداى متعال به همه خطاب میکند. میگوید اعتصام به حبل اللَّه را جمیعاً بکنید، با هم بکنید. تو بگوئى من جداگانه اعتصام به حبل اللَّه کردم و دیگرى نه؛ او - دیگرى - باز بگوید من جداگانه اعتصام به حبل اللَّه کردم، این طرف را نه؛ اینکه نمیشود. همدیگر را تحمل کنید. اصولى هست، محورهائى هست؛ اصل این است که در این اصول همدل باشیم. ممکن است در صد تا از فروع، افراد با همدیگر اختلاف داشته باشند، باشد؛ این منافات ندارد با اجتماع، با جمیع شدن، مجتمع شدن؛ اینها باید ملاک باشد. در گفتارمان مراقب باشیم. رد دیگران، طرد دیگران، به طور مطلق در سر مسائل درجه‏ى دو، مصلحت نیست. امروز ملت ایران، یک ملت یکپارچه است؛ یک ملت متحد است؛ این اتحاد را باید قدر دانست. ایجاد اختلاف نباید کرد. ۳/۵/۱۳۸۸
  • من یک توصیه ای هم در زمینه‌ى سیاسى بکنم. عزیزان من، برادران، خواهران در سرتاسر کشور، امروز ما احتیاج داریم به اتحاد و یکپارچگی. بهانه‌هاى اختلاف زیاد است. گاهى در یک قضیه‌اى سلیقه‌ى یک نفر، دو نفر با هم یکسان نیست؛ این نباید بهانه‌ى اختلاف بشود. گاهى در کسى یک گرایشى هست، در دیگرى نیست؛ این نباید مایه‌ى اختلاف بشود. آراء، نظرات، همه محترمند. اختلاف در درون، منازعه‌ى در درون، موجب فشل میشود. قرآن به ما تعلیم میدهد: «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم».(2) اگر منازعه کنیم، سر مسائل گوناگون - مسائل سیاسى، مسائل اقتصادى، مسائل شخصیتى  دست ‌به‌ یقه شویم، دشمن ما جرى میشود. یک مقدار از جرأتى که دشمن در سالهاى گذشته پیدا کرد، به خاطر اختلافات بود. امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) به ما درس میدهد؛ میفرماید: «لیس من طلب الحقّ فاخطأه کمن طلب الباطل فأصابه». مخالفین دو جورند. یک مخالفى است که دنبال حق است، او هم دنبال جمهورى اسلامى است، او هم دنبال انقلاب است، او هم دنبال دین و خداست، منتها راه را اشتباه کرده؛ با این نباید دشمنى کرد؛ این فرق دارد با کسى که در جهت غیر نظام اسلامى، با هدف معاندانه‌ى علیه نظام اسلامى حرکت میکند. دلها را به هم نرم کنید، برخوردها را نسبت به یکدیگر مهربانانه‌تر کنید.اسفند( ۱۳۹۱حرم امام رضا (ع) )
  • باید بهانه‌ها را دور ریخت. باید این فضاى صمیمیت و مهربانى را که امروز به برکت توجهات روح پُرفتوح امام (ره) در کشور به وجود آمده است، حفظ کرد. باید انگیزه‌هاى اختلاف را در درون خود کشت. باید طرح مسایل اختلاف‌ انگیز را، ممنوع دینى و شرعى دانست .

افرادى که حساس هستند و حرکات و حرف و اشاره و تصریح آنها در مردم اثر مى‌گذارد، باید مواظب باشند که کار آنها به ایجاد اختلاف و تفرقه دامن نزند. کسانى که قلم در دستشان و تریبون در اختیارشان است، و کسانى که در میان مردم از وجهه‌یى برخوردارند، باید خیلى مراقبت کنند. باید وحدت کلمه را حفظ کرد؛ این وصیت دایمى امام بود. شاید در طول ده سال بعد از انقلاب، کمتر مسأله‌یى به اندازه‌ى «وحدت» مورد تأکید آن بزرگوار بود.۳/۴/۱۳۶۸

جبهه پایداری با انگ ساکت فتنه به عناصر انقلابی و درون نظام سعی در انشقاق در اصوالگرایان داشت حال باید دید این جبهه چه خدمات بزرگی به فتنه گران انجام داد و چرا امروز هیچ کس به هیچ کس اعتماد ندارد .

جبهه پایداری در نظام به جبهه پاگیری تبدیل شده و پایداری بر تفرقه دارد تا دست گیری و اتحاد .

در این انتخابات نیز بر طبل تفرقه کوبید و کاندید ضعیفی نه از نظر ارزشها بلکه از نظر مدیریتی که ملت ایران همکنون به مدیران قوی نیاز دارد مطرح نموده است و از نام جلیلی برای مطرح کردن کتندید خود بهره برد .

از خدا میخواهیم این عزیزان را هدایت کند .

 

 

/ 6 نظر / 7 بازدید
1

انتقاد ابوترابی از تخریب های اخیر علیه لنکرانی کاندیدای احتمالی انتخابات آینده گفت: انجام اقدامات تخریبی نسبت به نامزدهای انتخابات و خانواده آنان دور از آموزه‌های اخلاقی است.

1

دیروز سی هزار شهید در یک جبهه جا شدند ولی امروز سی کاندید در یک جبهه جا نمی شوند انشقاق امروز اصولگرایان بخاطر هوای نفس است نه پایداری.

1

ائتلاف از مقوله ساز وکارهای تحزب غربی است. در ساختار اسلامی همیشه اصلح ملاک بوده است جبهه پایداری از بدو تأسیس آن یعنی قبل از انتخابات مجلس نهم، به دلیل نقطه نظرات متفاوت با دیگر جریان های اصولگرایی، از دید برخی به وحدت شکنی متهم می شد. ماجرای این اتهام به وحدت شکنی از آنجا آغاز شد که اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم برای جلوگیری از تشتت و تقسیم آرا، تصمیم به ائتلاف گرفتند تا در آخر بر اساس نظرسنجی ها نامزدهای مورد نظر را انتخاب کنند. اما برخلاف نظر اکثریت اصولگرایان بر این اجماع، جبهه پایداری به دلیل نوع تفکر حاکم بر آن، حاضر به پذیرش این ائتلاف نشد. چرا که معیار اصلح بودن را نه در نتایج نظرسنجی های نامعلوم، بلکه در شاخص های دیگری همچون ولایتمداری و کارآمدی جستجو می کرد. این استنکاف، سبب شد تا دوباره تخریب ها بر ضد این جبهه و این بار با محوریت وحدت شکنی آغاز شود. البته بعد از انتخابات، نتایج نشان از شکست ائتلاف مذکور (7+8) و در مقابل راهیابی بسیاری از نمایندگان این جبهه تازه تأسیس به مجلس داشت. این رویه اشتباه در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری هم دوباره در برخی از اصول گرایان در حال تکرار است. ائتلاف های ر

1

پرسش و پاسخ هسته اي سعيد جليلي با هاشمي حسين مظفر در همایش معتمدین شهر تهران که در مسجد امیر المومنین برگزار شد گفت: یکی از روزهایی که در مجمع تشخیص بودیم، هاشمی از جلیلی که در حال ارائه گزارش مذاکرات بود سوال کرد: بالاخره جواب آنها چیست که آقای جلیلی گفت: آنها منتظر انتخابات هستند.

1

http://rajanews.com/detail.asp?id=156468

محمد

متاسفانه شما انچه را که میخواهید انتشار دادید